نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰۹ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بخش 1

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست

شمشاد سایه پرور ما از که کمترست

در جواب او

من بعد روی ما و قدمهای کله پز هست این سرای بخت و سعادت درین سر ست

بخش 2

از بوی قلیه باز مشامم معطرست

این نکهت این زمان زعبیر که کمترست

گیپا چو حاضرست به پیشت به روی خوان

از نافه های مشک مگو کان مکررست

درد درون شفا زعسل جوش می شود

تشخیص کرده ایم و مداوا مقررست

من آب روی خود بر دونان چرا برم

این خشک نان ما چو ز خورشید بهترست

دایم برنج خدمت بریان از آن کند

کو در میان اطعمه سلطان و سرورست

صوفی خسته بر نخوداب است از آن اسیر

کز بوی عطر او دل و جانش معطرست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و ارزش‌های خاص باغ و گیاهان اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که همه چیز در باغ لازم نیست فقط سرو و صنوبر باشد. او از رایحه‌های خوش و خوشمزه‌ای که در باغ وجود دارد لذت می‌برد و بیان می‌کند که سلامتی و شادابی در همین جاست. شاعر به اهمیت غذا و خوراکی‌هایی که در بین آنها وجود دارد، اشاره می‌کند و می‌گوید که این‌ها از هر چیز دیگری بهتر هستند. همچنین، به زندانی بودن صوفی اشاره می‌کند که با عطرهای دلپذیر خود، به نوعی آزادی و خوشبختی را به دست می‌آورد. به طور کلی، شعر بر لذت‌های ساده و زیبایی‌های طبیعی تأکید دارد.