بخش ۱۳۲ - المقطعات صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
شبی به مطبخی در دکان طباخی
نشسته بودم و در فکر...بیگاه
میان ترشی و قلیه برنج بشنیدم
یکی مناظره گرم کان بود بی راه
بگفت قلیه کدو در مذمت حبشی
که نیست قابل هندو به دهر منصب و جاه
«به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد
گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شبی در آشپزخانه یک دکان طباخی نشسته بودم و به فکر میرفتم. در میان ترشی و قلیه برنج، صدای مناظرهای را شنیدم که بسیار داغ بود. در این بحث، قلیه کدو به طور انتقادی در مورد حبشیها صحبت میکرد و میگفت که هیچکس در دنیا به مقام و شکوه هندوها نمیرسد. او اشاره کرد که حتی جوهرههای مقدس نیز نمیتوانند تقدیر کسی را تغییر دهند که برایش سرنوشت تلخی بافتهاند.