بخش ۱۲۹ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
عاشق سوخته دل در طمع خام افتاد
در جواب او
راز سر بسته سنبوسه نگفتم با کس چه کنم آه که اندر دهن عام افتاد
بخش 2
دوش در خانه مرا نان جوین شام افتاد
چه کنم هیچ جز از صبر که ناکام افتاد
صحن کاچی به دو صد درد دل آمد به شکم
رنجه گردد چو کسی در طمع خام افتاد
سرخ رویی کلنبه همه از حلوا بود
زعفران نقش همین داشت که بدنام افتاد
چه کند گر نرود در پی نان، دل شب و روز
چو ازین دایره در محنت ایام افتاد
رشته بگسیخت دل و در بر ماهیچه گریخت
گر از آن بند بشد، باز درین دام افتاد
کاسه اشکنه ای داد به صوفی طباخ
این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف احساسات عاشقانه و دردهای دل میپردازد. او با استفاده از تصاویر زیبا و نمادین، از عشق و ناکامیها سخن میگوید. به طور خاص، او از عشق سوختهاش صحبت میکند که در پی نان و معیشت در زندگی دچار مشکلات و دردسرها شده است. در این میان، تصاویری مانند "عکس روی تو در آینه" و "کاسه اشکنه" بازتابدهنده بار احساسی مضطرب و عشق ناکام اوست. در نهایت، شاعر به سرنوشت و تقدیر خود اشاره میکند و نشان میدهد که در سختیها و محنتهای زندگی همچنان به صبر و تحمل نیاز دارد.