بخش ۱۳۴ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
هریسه به روغن بگفتا صباح
که تا چند نالی تو ای بیقرار
به شب شد غشادار بسوز تو بار
«ز ناپاک چشم نکویی مدار»
حلیمی بیاموز این دم ز من
که بسیار خوردم لت روزگار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، هریسه به روغن میگوید که چرا همواره نالان و بیقرار هستی؟ شب برمیخیزد و تو به سوختن دچار میشوی. از نگاه ناپاک دیگران دوری کن و نکویی را فراموش نکن. حلیمی را از من بیاموز، چرا که من در طول زندگی فراوان خوردهام و با مشکلات روبهرو بودهام.