بخش ۱۲۵ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
رونق عهد شباب است دگر بستان را
می رسد مژده گل بلبل خوش الحان را
در جواب او
ناله مرغ شنو بر سر آتش جان سوز گو خمش باش بگو بلبل خوش الحان را
بخش 2
هر که آورد به کف قلیه بادنجان را
به جوی می نخرد حشمت ده سلطان را
هر مشامی که معطر شود از بوی کباب
چه کند بوی گل و نسترن و ریحان را
گر به صد جان نخرد تکه بریان ز تو کس
عاقل آن نیست که هرگز بفروشد آن را
بهر کرماج کباب است دل بنده ولیک
مرهم سینه کنم من جگر بریان را
گشنگی، خواجه گر این است که من می بینم
ترسم این خلق به نانی بدهند ایمان را
صوفی خسته بگوید زغم نان چندان
که فراموش کند اهل خرد طوفان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
اشعار بیانگر شادی و سرزندگی دوران جوانی است و نوید آمدن بهار و شکوفایی گلها را میدهد. در پاسخ به این شور و شوق، به اهمیت نعمتهای دنیوی چون غذا و لذتهای زودگذر اشاره میشود. شاعر با طعنه به کسانی که عطش لذتهای روحی دارند، میگوید که بوهای خوش کباب و لذتهای دنیوی نباید در مقابل بوی گل و زیباییهای معنوی قرار گیرد. او به زیباییهای کباب و نقش آن در زندگی میپردازد و حتی میگوید که عشق و احساسات انسانی به دلیل گرسنگی و نیاز به غذا دچار چالش میشود. در کل، شعر ترکیبی از لذتهای دنیوی و چالشهای روحی را به تصویر میکشد.