بخش ۲ - فی توحید باری تعالی عز شانه صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
من شکسته گشایم به صد هزار زبان
ثنای حضرت ذات خدای کون و مکان
مقسمی که فکندست سفره روزی
زلطف عام خود از قاف تا به قاف عیان
زسنگ کرده پدیدار آب بی کیفی
زخاک تیره هزاران هزار گرده نان
ز چوب خشک که آتش بود برو اولی
ببین که میوه پدیدار کرد چند الوان
فسرده کرد جهان را و یخ پدید آورد
برای شربت و آب خنک به تابستان
عسل پدید کند او ز نیش زنبوری
ز شاخ نیشکر و قند کرده است عیان
من فقیر چگویم به این زبان که مراست
کدام نعمت او را در آورم به بیان
چو درد جوع نهان است روز و شب به دلم
به ذکر اطعمه امروز می کنم درمان
همه بیان نعمهای او کند صوفی
که ذکر عیش بود نصف عیش در دوران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش خداوند و نعمتهای او میپردازد. او بیان میکند که خداوند نعمتهای فراوانی از جمله آب، نان، میوهها و عسل را از چیزهای بیکیفیت و بیارزش خلق کرده است. شاعر از فقر خود و درد گرسنگی صحبت میکند و به ذکر نعمتها برای درمان دردش اشاره میکند. او همچنین به این نکته میرسد که شناخت و ذکر نعمتهای خداوند، خود نوعی لذت و عیش است.