بخش ۵ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
بخش 1
من باده بی خمار خواهم
یعنی لب آن نگار خواهم
در جواب او
کارم به عدد نمی شود راست من دعوت بی شمار خواهم
بخش 2
انجیر تر و انار خواهم
شفتالوی آبدار خواهم
از طاس هریسه من برآرم
در وقت سحر دمار خواهم
محبوب من است نان، از آنش
اندر بغل و کنار خواهم
من دیگ حلاوه عسل را
در روز و شبان به بار خواهم
سنبوسه بود مرا دلارام
لب بر لب آن نگار خواهم
نوشند دو بار خلق، ماکول
من صوفیم و سه بار خواهم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از تمایل خود به لذتهای دنیوی و عشق به معشوق میگوید. او میخواهد از بادهای شفاف و بیخمار بنوشد و به زیبایی محبوبش اشاره میکند. شاعر به تمایلات خود اشاره کرده و از میوهها و خوراکیهای خوشمزه مانند انجیر، انار، و شفتالو یاد میکند. همچنین، او میخواهد از شبنشینیهای لذتبخش با معشوق خود بهرهمند شود و این جشن و شادی را بیپایان توصیف میکند. در نهایت، او به هویت خود به عنوان یک صوفی اشاره دارد و به عشق و لذات معنوی و دنیوی اشتیاق دارد.