بخش ۳ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بخش 1
ای خجلت از جمال تو ماه منیر را
بر باد داده شوق تو جان فقیر را
در جواب او
از بوی قلیه حبشی بود بی خبر عطار زان نهاد بر آتش عبیر را
بخش 2
ای دل به یاد دار برنج به شیر را
چون مطبخی بساز منور ضمیر را
این قرص میده به بود از شمسی فلک
ای آسمان به ما منما آن فطیر را
گیپا نگر که با همه حشمت نمی کند
با پرده پیاز برابر حریر را
با آن سیه دلی به خطا کرد اعتراف
بشنود مشک چون ز دهن بوی سیر را
ای دل مرید قلیه برنجی، کنون بیا
دریاب پس به دست ارادت تو پیر را
صوفی از آن زمنت دو نان بود خلاص
کو قوت خویش ساخته نان شعیر را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و شوق به معشوق است که شاعر در آن به زیبایی معشوق و تاثیر شوق او بر جان فقیر خود اشاره میکند. شاعر به دل خود یادآوری میکند که باید به مطبخی بسازد که دلش روشن باشد و از طعمهای خوب مانند برنج و شیر بهرهمند شود. همچنین به زیبایی و طعم غذاهایی مانند قلیه حبشی و نان اشاره میکند و به تفاوت کیفیت آنها میپردازد. در نهایت، شاعر به اهمیت سادگی در زندگی و تغذیه نان شعیر به عنوان قوت و sustenance اشاره میکند. این اشعار با زبانی زیبا و نمادین به حسرت و خواستههای انسانی در عشق و زندگی میپردازد.