نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بخش 1

هر که او لعل جانفزای تو دید

گشت آزاد از فراق شدید

در جواب او

چون خروسم به ناله و فریاد تا به من بوی خایگینه رسید

بخش 2

دوش دیدم به خواب لحم قدید

وه، چنین جز به خواب نتوان دید

روز عید و کلیچه و حلوا

هست بر طالعی که یافت سعید

هر که از بوی قلیه جان بدهد

هست در دین لوت خواره شهید

هست واقف ز سر سنبوسه

هر که لبها ز جوش بره گزید

بوی مرغ مسمن آمد دوش

مرغ روحم روان ز تن پرید

دست در سفره چون به نان نرسد

نزد صوفی زهی عذاب شدید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر اشتیاق و عشق عمیق به محبوب است. شاعر از آزادی و رهایی از درد فراق سخن می‌گوید و این احساس را در خواب تجربه می‌کند. او در جشن‌ها و عیدها به شادی و خوشحالی اشاره می‌کند، اما همچنان از بوی غذاها و لذت‌های زندگی صحبت می‌کند. همچنین، احساساتی مثل ناامیدی و عذاب از ندیدن محبوب و نرسیدن به او را به تصویر می‌کشد. در نهایت، شاعر به تلخی و درد ناشی از دوری از معشوق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که برای رسیدن به او، تحمل سختی‌ها و عذاب‌ها نیز ضروری است.