بخش ۳۳ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
چه نازنین جهانی به حسن خویش بناز
که پیش ناز تو میرم به صد هزار نیاز
در جواب او
بدان امید که بیند رخ مزعفر را همیشه دنبه بود در میان سوز و گداز
بخش 2
اگر تو گوش کنی شرح قلیه دو پیاز
به خویش فرض شماری تو پختنش چو نماز
همیشه در دل خلق آرزوی زناج است
بلی بود همه کس را هوای عمر دراز
نمی رسد به تو ای پیه، زعفران و نخود
چرا به ناله و آهی، به سیر خویش ساز
به گرد قلعه گیپا سحر همی گشتم
که کی بود که شود بر رخ من آن در باز
مراست قبله چو دکان نانبا امروز
طواف می کنم این دم کجا روم به حجاز
بیا و گوش کن اکنون ز شوق ماهیچه
دعای صوفی مسکین به صد هزار نیاز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به زیبایی و ناز انسانی اشاره دارد که دلکش و پر魅 است و فرد شاعر به دلیل عشق و علاقهاش به او، آماده است تا جانش را فدای آن ناز کند. شاعر در نظر دارد که عشق و آرزوهای بزرگ انسانی، ایجاد میکند که همگان به دنبال طول عمر و دیدن جمال معشوق خود هستند. همچنین، نالهها و آلام عاشقانه بر دل او سنگینی میکند و به دنبال راهی برای رسیدن به معشوقش است. در نهایت، شاعر با طعمی از عجز و نیاز، از مخاطب درخواست میکند تا او را در این شوق و آرزو همراهی کند.