بخش ۷۷ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
همی زند به جهان پیر دیر باده صلاح
در نشاط چو زین باب می شود مفتاح
در جواب او
در آن زمان که شود معده پر ز نان و عسل خوش است طاس یخ آبی و صحنک تفاح
بخش 2
خوش است صحنک بغرای پر ز قیمه صباح
گشای این در دولت برویم ای فتاح
به کارخانه حلواگران نگاهی کن
که نور مشعله زلبیاست چون مصباح
بلاست آن که به امید یک دو دانه برنج
به بحر کاسه زند غوطه چمچه چون ملاح
بیا برای تسلی خاطرم بر خوان
بکش تو صورت نان و کباب را طراح
شمیم قلیه مشام مرا معطر ساخت
خود از کجاست چنین بو که می رسد فراح
به خوان اطعمه، صوفی صلاح اگر بزند
مکن تو عیب، نباشد صلاح او به صلاح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به توصیف لذتهای دنیوی و شادیهایی که از نعمتهای زندگی به دست میآید، میپردازد. شاعر به باده و خوشیهای جمع آمده در کنار سفره و لذتهای غذایی اشاره میکند و زیباییهای لحظات خوش را ستایش میکند. او به حسن طعم غذاها و خوشبو بودن فضای اطراف میپردازد و از اهمیت زندگی در شادی و رضایت میگوید. در نهایت، شاعر با تأکید بر حسن نیت و صلاح، به این نکته اشاره میکند که نباید به نقصهای ممکن در دیگران توجه داشت، بلکه باید بر خوبیها تمرکز کنیم.