نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸۰ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بخش 1

دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود

تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود

در جواب او

ای خرم آن زمان که برای نهار من در سفره نان، شیر و عسل در پیاله بود

بخش 2

دیدم به خواب خوش که برنجم نواله بود

تعبیر آن صباح به بریان حواله بود

ای مطبخی طعام ترا نیست لذتی

این لحم بره نیست مگر از گساله بود

بغرا، مبر به کاچی و دوشاب او تورشک

روزیت گر چه سرکه داغ دو ساله بود

آن دم که گشت معده پر از گرده و عسل

میان دل شکسته به آب چو ژاله بود

در بوستان زخانه حلواگران شهر

بشکفته زلبیای عسل همچو لاله بود

صوفی ز اشتیاق کباب تنور پخت

چون قلیه در گدازش و فریاد و ناله بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به یاد خواب خوشی می‌افتد که در آن پیاله‌ای در دست داشته است و این خواب به نوعی به او وعده خوشی و نعمت می‌دهد. او به غذاهایی که در خواب دیده اشاره می‌کند و آنها را با طعمی لذیذ و خوشمزه توصیف می‌کند. شاعر از آشپز می‌خواهد که غذایی خوشمزه برای او تهیه کند و به یاد روزهایی می‌افتد که سفره‌اش مملو از نان، شیر و عسل بوده است. او همچنین به خاطر طعم غذاها و لذت‌هایی که داشته، مشتاق است و آرزوی آن روزها را می‌کند. شعر به نوعی حسرت‌انگیز است و احساس میل به لذت‌های ساده و خوشمزه زندگی را به تصویر می‌کشد.