نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲ - در مدح افتخار الدین علی بن احمد سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بشاعری پدر خویش را نه فرزندم

اگر نه معتقد مجلس خداوندم

سپهر جاه علی افتخار دین که ز فخر

چو شیعه مذهب خود را بران علی بندم

همه مناقب او گویم و مدایح او

به شاعری چو سخن بر سخن بپیوندم

قصیده باشد فرزندم شاعر و نخواهم

که جز به مدحت او باشد آنچه فرزندم

هر آن قصیده که آنرا جز او بود ممدوح

چو خوانده گشت بر این گریم و بر آن خندم

به چند روز که مانده است بنده پرور باش

که من ز سالی روزی به عمر خرسندم

به مهتری دگری نیست مثل و مانندت

به شعر اگر دگرانند مثل و مانندم

به خدمت تو در است اصل نیک بختی من

که از درخت ثنای تو برگ و بر کندم

ستایش تو کنم خویشتن ستوده بُوَم

که رخت بخت به ناجایگه نیفکندم

به شصت و هشت رسیده است سال عمرم و هست

مه رسیده ز ره بستر و قزا کندم

به حق نان و نمک عاجزم ز نان و نمک

ز نان ایشان بر دل نمک پراکندم

به آرزو برسان تا به آرزو برسی

که من به خط شریف تو آرزومندم

بسان نخشب خطی نویس تا برسد

که من به خدمت صدر تو در سمرقندم

به شعر ترفند ار ترف بودم و ترخین

به پند و حکمت اکنون چو شکر و قندم

به پند و حکمت پیرانه سر به دولت تو

بود که محو شود شعرهای ترفندم

ز پند و حکمت من باد سال عمر تو بیش

ز صد هزار فزون باد حکمت و پندم

به حسب گوئی سحر حلال در ره شعر

چنان نمایم کز نای و از دماوندم

به زند ماند طبعم جهنده آتش

عدوت سوخته بادا ز آتش زندم

بلند گوش خری میزنم که جو نخورد

به . . . ون خر سر خمخانه . . . ایه دربندم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این متن به عشق و ارادت خود به پدرش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که اگرچه او فرزند پدر است، اما خود را به عنوان شاعری مستقل و در مقام مداح علی (ع) می‌داند. او به تمام فضائل و مناقب علی (ع) می‌پردازد و می‌گوید که شعرش فقط برای مدح اوست. شاعر از طول عمر خود صحبت کرده و به سال‌های زندگی‌اش اشاره می‌کند. او اعتراف می‌کند که به خاطر مدح علی (ع) و خوشحالی از این مدیحه‌سرایی، خوشبختی خود را در معیت ایشان می‌داند. شاعر در نهایت به آرزوهای خود در نوشتن شعر اشاره کرده و امیدوار است روزی بتواند به خدمت علی (ع) برسد.