شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح صدر جهان سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
صدر جهان رسید به شادی و خرمی
در دوستان فزونی و در دشمنان کمی
شاه جهان و صدر جهان شاد و خرم است
جاوید باد شاه به شادی و خرمی
ای شاه راز طلعت فرخنده فال تو
در دیده روشنائی و در سینه بی غمی
هستند ناصحانت ز ناز و نِعم غنی
چونانکه حاسدانت ز بار نِقم غمی
صدر زمین تواضع و خورشید طلعتی
وز طلعت تو تافته خورشید بر زمی
خورشیدی و سحاب چه خورشید و سخا
خورشید جود ذره سحاب سخا نمی
مرامت رسول علیه السلام را
در علم شرع صاحب و صدر مسلمی
عالی عبارت خوش عذب فصیح تو
از الکن الکنی برد از ابکم ابکمی
سلطان ملک دینی و دنیا هم آن تست
چون نیکخواه دولت شاه معظمی
مردم شناس شاهی و نزدیک اهل عقل
مردم توئی و شاه شناسا به مردمی
چون آدمی به صورت و معنی فرشتهای
گوئی که هم فریشتهای و هم آدمی
با آنکه اعلم العلمائی به علم شرع
فتوی نشان کننده به والله اعلمی
الله اعلم ار ز تو باشد کریمتر
باری، ز علم از همهٔ خلق اکرمی
در مدح تو به صورت تضمین ادا کنم
یک بیت رودکی را در حق بلعمی
صدر جهان جهان همه تاریک شب شدهست
از بهر ما سپیده صادق همی دمی
بینند جسم را و نبینند روح را
بینیم مر ترا که تو روح مجسمی
کردند قصد جسم تو و روح تو بسی
آهوئی و فزرمی و کرکویی و رمی
بگرفتشان زمین و زمان کرد خاکسار
تو همچنان عزیز و شریف و مکرمی
تا جای گنج قارون ایشان فرو شدند
تو برشده به طارم عیسی بن مریمی
ایوان تو ز طارم پیروزهٔ فلک
بگذشت از آنکه صاحب ایوان و طارمی
در جویبار سنت و در باغ علم شرع
چون سرو راستی چو بنفشه همی خمی
طاوس وار در چمن فقه و باغ علم
زینسو همی خرامی و زانسو همی چمی
از حشمت تو بی ربض و خندق و سلاح
سدّ سکندر است بخارا ز محکمی
اسلاف تو به رحمت حق حامی ویاَند
بی زحمت پیاده و سرهنگ دیلمی
حق کی گذاشتی که بخارای چون بهشت
ویران شود به حمله مشتی جهنمی
شمس حسام برهان دانی که تو کهای
درد بخاریان را درمان و مرهمی
در حضرت سمرقند از فر پادشاه
شاهنشه ائمه دین فخر عالمی
تدریس تو دعای شهنشاه اعظم است
تو خاص دوستدار شهنشاه اعظمی
تا چرخ تیز دور ز دوران نیارمد
باید که از دعای شهنشه نیارمی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مدح و ستایش یک شاه منصوب شده است که در دوران خود شاد و خرم است. شاعر به توصیف ویژگیهای مثبت و برتریهای این شاه میپردازد و او را به عنوان یک شخصیت نیکوکار، عالم، و محبوب بین مردم معرفی میکند. شاعر به زیبایی چهرهی او و اثرات مثبتش بر جامعه اشاره دارد و او را همسان فرشتگان میداند. همچنین، عظمت و قدرتمندی شاه را به تصویر میکشد، به گونهای که او را به عنوان یک منجی و حامی در دشواریها توصیف میکند. به طور کلی، این شعر نشاندهنده وفاداری و ارادت شاعر به شاه و تحسین او برای مهربانی، علم و شخصیت برجستهاش است.