نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷ - در مدح وزیر شاه سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

وزیر شاه بدیدار پهلوان برغوش

گرفت و داد بپیمان دوستی دل و هوش

بموسم گل و بلبل زجام و بلبله کرد

شراب گلگون از دست گلعذاران نوش

همه سعادت دستور شاه سعدالملک

همه سعادت ایام پهلوان برغوش

محمد بن سلیمان که چون سلیمان را

مسخرند ورا جن و انس از بن گوش

بقهر دشمن خاقان شه سلیمان فر

کشیده صف صف اهریمنان آهن پوش

زاور کند پی آمد که فتحنامه رسید

بدست پیک سلیمان باورگند و باوش

زاورگند بحضرت رسید نیک اندیش

بخدمت ملک نیک بخت نیکی کوش

وزیر شاه جهانرا جمال داد و ازو

جمال یافت که آمد دل حسود بجوش

بموسمی که ستوران دروش و داغ کنند

ستوروار بر اعدا نهاد داغ و دروش

ز عدل شاه خروش از جهانیان بنشست

ز عندلیب وز چنگ و رباب خاست خروش

خروش بلبل و چنگ و رباب لهوانگیز

مباد هیچ ز بزم وزیر شه خاموش

ز دور چرخ کهن تا همیشه نام بود

شب گذشته و روز گذشته راوی و دوش

ز دست ساقی دارند هر دو باده گسار

ز لفظ شاعر داننده دو مدح نیوش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، وزیر شاه در دیدار با پهلوان برغوش دوستی و دوستی را پیمان می‌بندد و در جشن گل و بلبل از شراب نوشیده می‌شود. محمد بن سلیمان، که مانند سلیمان مورد احترام است، بر دشمنان پیروز می‌شود و خبر فتح به شاه می‌رسد. وزیر به خاطر جمال و خوش‌ذاتی خود مورد تحسین قرار می‌گیرد و جشن و سرور در دربار برپا می‌شود. در این مجالس، صدای موسیقی و بلبلان به گوش می‌رسد و هیچ‌کس در شادی و جشن سخن نمی‌گوید. در نهایت، شب و روز گذشته در خاطرها ماندگار خواهد شد.