شمارهٔ ۱۲ - خط نگار من سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خط نگار ترک من چون طوق قمری بر قمر
یا چون قطار مور بر گرد قمر بسته کمر
وان زلف پرچین و شکن خمیده چون پشت شمن
بر روی آن سرو چمن ژولیده مو افروز بر
خط بدیع آیین او وان زلف مشک آگین او
بر دوزخ رنگین او دلرا برید از یکدگر
یکروز با او ناگهی کردم به راهی همرهی
میرفت آن سرو سهی پیش من و من بر اثر
میدیدم آن بالای او وان رفتن زیبای او
وز مهر خاک پای او هزمان برافشاندم بسر
ناگاه صبر از من بکاست در جان و دل افتاد خواست
شهری برین محضر گواست این را ندارم مختصر
در دامنش آویختم صد گونه رنگ آمیختم
وز دیده گوهر ریختم در پیش آن روشن گهر
پس گفتم ای زیبا نگار از داغ عشقت زینهار
از کرم و تیمار تو کار انده کنم داری خبر
من فتنه ام بر چهر تو بر چهر همچون مهر تو
دل داده ام از بهر تو یکره بجانم باز خر
آویختم بر موی او بوسی زدم بر روی او
وز چهره نیکوی او از بوسه گشتم کامور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جاذبه محبوبش اشاره میکند و توصیفهای عاشقانهای از او میآورد. او محبوب را به قمر و زلفش را به پرچین و خمیدههایی تشبیه میکند که جذابیت خاصی دارد. شاعر از دیدن محبوب و قدم زدن در کنارش لذت میبرد و تحت تأثیر زیبایی او قرار میگیرد. او به وضوح احساسات عمیق خود را نسبت به عشق و دلدادگیاش ابراز میکند و به محبوبش میگوید که از شدت عشق و اشتیاقش به او، دچار اندوه و خواستههای درونی شده است. در نهایت، او به محبوبش میگوید که چقدر از دیدنش خوشحال است و بوسهای بر روی او میزند که نشاندهنده عشق و اشتیاق اوست. در این شعر، عشق و زیبایی به زیبایی به تصویر کشیده شده است.