شمارهٔ ۲۲ - با تو روی آشتی ندارم سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ندارم با تو روی آشتی رو
طریق آشتی نگذاشتی رو
ره ناداشتی را پیشه کردی
گرت نیک آید از ناداشتی رو
بنزد آنکه دارد در دلت جای
چو ما را سرسری انگاشتی رو
چو جوی مردمی و مهر ما را
نراندی و بخاک انباشتی رو
بتو گفتم آتش اندر فعل بدزن
حدیث من بباد انگاشتی رو
ز تو شام و سحر خوردیم در دشت
به نزد آنکه او را چاشتی رو
ببازی خطبه گردانیدی از ما
برو هان ای خطیب داشتی رو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به آشتی و روابط عاشقانه اشاره میکند. او از طرف مقابل میگوید که هیچ راهی برای آشتی باقی نگذاشته و به او احساس بیتوجهی میدهد. شاعر از ناداشتی و عدم توجه به عشق و علاقهاش گله میکند و میگوید که در دل کسی جایی ندارد. شاعر در تذکراتش به طرف مقابل تأکید میکند که به جای سردی، باید درک و محبت را انتخاب کند. او نسبت به رفتارهای نامناسب و بیاعتنایی طرف مقابل اعتراض دارد و از او میخواهد که به احساساتش اهمیت دهد. در نهایت، شاعر احساس میکند که در این رابطه به او بیاحترامی شده و دیگر امیدی به آشتی نیست.