شمارهٔ ۵ - بوی بنفشه سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
یار مرا خط بنفشه زار برآمد
بوی بنفشه ز خد یار برآمد
یار سر از شرم چون بنفشه فرو برد
گرد گلش تا بنفشه زار برآمد
بر دلم از زلف بیقرارش یکچند
عشق فرود آمد و قرار برآمد
با سر زلفش نگشته کار بیکسو
خط چه بلا بود و بر چه کار برآمد
سبزه بعالم ز تو بهار برآید
بر لب او سبزه بی بهار برآمد
عارض آن بت فروغ نار همی داشت
خط چو دود از فروغ نار برآمد
نار دلفروز او بدود بپوشد
وز دل پرسوز من شرار برآمد
گفت که از دستبند عشق تو جستم
کم خط آزادی از عذار برآمد
گفت که در پای دام جور تو ماندم
گرنه یکی خط که صد هزار برآمد
زلف تو بسیار کرد جور بمن بر
خط تو از بهر اعتذار برآمد
کار من از عشق آن نگار بیاراست
کان خط مرغول چون نگار برآمد
چون بجمال نگار خود نگریدم
مه بشمار ده و چهار برآمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی یار است. شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف، احساسات خود را نسبت به معشوق و تأثیر او بر زندگیاش بیان میکند. یار او همچون گل بنفشه زیبا و معصوم است و بوی آن نیز از وجود او میوزد. شاعر از زلف و ویژگیهای ظاهری او سخن میگوید و عشقش را به عنوان یک نیروی قوی و تسلط بر دلش توصیف میکند. در نهایت، او بیان میکند که زیبایی یار برایش چنان جذاب است که هر بار که به او مینگرد، همچون ماهی درخشان، از او شگفتزده میشود.