شمارهٔ ۶ - تو چو آهویی سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
غالیه غاشیه زلف پریش تو کشد
تو ازو باز به بیگانه و خویش تو کشد
ریشه جیش ترا خاصیتی دان که ز چرخ
جرم مه را بکمند آرد و پیش تو کشد
ماه گردون بری از جیش تو نتواند برد
آب رخسار تو تا ریشه جیش تو کشد
ایکه عاشق کشی و کینه کشی کیش تو شد
بس غما کاین دل بیچاره ز کیش تو کشد
تو چو آهوئی و در چابکی و زیبائی
چون سر آن مژه چشمک نیش تو کشد
بار عشق تو کم و بیش تو در وعده تست
از کجا عاشق دلخون کم و بیش تو کشد
نازنینی تو ولی ناز ز اندازه مبر
تا دلم ناز رخ و زلف پریش تو کشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جاذبهی عاشقانهی معشوق اشاره میکند. او از کشش و تأثیر عمیق این زیبایی بر دل و جان خود سخن میگوید. معشوق به گونهای توصیف شده که مانند آهویی چابک و زیباست و دل عاشق را با ناز و زیباییاش میرباید. شاعر به عمق احساسات و درد دل عاشقانهاش اشاره میکند و میگوید که این عشق و دلدادگی سرشار از غم و خوشی است. همچنین بر ضرورت نرمی و ملایمت در رفتار معشوق تأکید دارد تا دل عاشق بیش از حد نرنجد.