شمارهٔ ۱ - قطعه سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چه حاجت است بدیک سیاه بستانرا
گرفت بابد دیوان من بدیک سیاه
سیاه باد دل و روی و روزگار کسی
که نیست مادح صدر و ضیاء دین اله
نمود کوته دست عنا ز دامن من
بود ز دامن او دست درد و غم کوتاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان نیاز و آرزوی شاعر نسبت به لطف و رحمت الهی اشاره دارد. شاعر میگوید که زندگی و دل کسی که به ستایش خدای بزرگ و دین الهی نمیپردازد، سیاه و تیره است. او از خداوند میخواهد که دست مشکلات و درد و غم را از دامن او دور کند و ظاهراً این درخواست در پس زمینهای از امید به عنایت و کمک الهی صورت میگیرد.