نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شه امیر نژادی وزیر والا قدر

که چون تو نیست امیر و وزیر والائی

ز عدل تو چو سمرقند هیچ شهر نبود

چو عزم تو به بخاراست چون بخارائی

همی روی به بخارا و بنده بی‌طاقت

چنانکه گوئی امروز هست و فردائی

اگر به خدمت تو دیر بر رسد بنده

خدای داند کش نیست تاب برنائی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره وزیر امیر نژادی است که به عنوان فردی با ارزش و برجسته معرفی می‌شود. شاعر به عدالت او اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ شهری به اندازه سمرقند از عدالت او بهره‌مند نیست. همچنین، او به عزم و اراده قوی وزیر اشاره می‌کند که به بخارا می‌رسد و از خستگی و ناتوانی بنده‌ای که برای خدمت به او می‌کوشد، سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که اگر خدمت به تأخیر بیفتد، خداوند می‌داند که بنده توانایی کجا را ندارد.