شمارهٔ ۱۰ - سوگند ما سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خسرو آل امیران ای امیران سخن
در ثنا و مدح تو روشن دل و روشن ضمیر
صدر دریا دل نظام الدین که باشد از قیاس
پیش دریای دل بیحد تو، دریا غدیر
ای بیدل سیم و زر از غایت جود و کرم
دست راد ت ز پا افتادگان را دستگیر
پایت ار رنجور شد از سوزن زرین رکاب
یکدو روز آسوده شو بر گوشه سیمین سریر
چون ز دست راد تو خلق جهان در راحتند
دست خود بر پای خود نه تا شوی راحت پذیر
تا بخاک پای تو سوگند ما باشد درست
بر زمین بخرام خوش، تا گرددت سهل و یسیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش خسرو، امیران و مشخصات برجسته او میپردازد. او را به عنوان فردی با دل بزرگ و بخشنده میشناسد که در یاری رساندن به مردم تلاش میکند. شاعر از او میخواهد که در زمانهایی که خسته است، استراحت کند و بر تخت نشیند. همچنین به محبت و دستگیری او از نیازمندان اشاره میکند و از او میخواهد که از زحمت خود بکاهد و در آرامش زندگی کند. در نهایت، شاعر به وفاداری و ارادت خود به او قسم میخورد و آرزو دارد که زندگی به راحتی برای او پیش برود.