نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ - مدیح تو سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای خاطرم از نور مدیح تو منور

جز مدح تو در فکرت من نیست مصور

از خلق تو هرگه بزبان آرم لفظی

چون خلق تو گردد دم از آن لفظ معطر

خورشید سپهر کرم وجود و سخائی

نور تو در آینده ز هر روزن و هر در

بیش از عدد ذره فشاندی و فشانی

دینار و درم بر سر هر خادم و چاکر

هر خادم و چاکر که چو من نزد تو آید

یابد ز تو تشریف مهنا و مکرر

از دست تو ای دست تو از چرخ زبردست

وز خط تو ای خط تو فرمانده کشور

بردم سوی محمود عمید اکرمه الله

گفتم که بده آنچه در اینجاست محرر

صد بوسه بران خط ز دو گفتا که درینجاست

سیصد درم عدل ز سلطان مقرر

امروز نمیدارم فردا برسانم

گر بایدم افزود ان سیصد دیگر

باری بجز این نیست که فردا برسانم

هر روز همین گوید زان لفظ چو شکر

در شهر توئی داور و من میخوهم آورد

فردا برسانم را امروز بداور

از وی طلبم با تو یا نزوی و نز تو

یا هم ز وی و هم ز تو، بر چیست مقرر

فرمان تو بر بنده روانست و روان باد

بر خلق همه روی زمین تا گه محشر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره مدح و ستایش خداوند و تقدیر از لطف و کرم اوست. شاعر می‌گوید که هیچ چیزی جز مدح خداوند در ذهنش وجود ندارد و هر کلمه‌ای که از او بیان می‌شود، با نور و زیبایی خداوند معطر است. او به کرم خداوند اشاره می‌کند که بیشتر از تعداد ذرات در جهان است و بر هر خادم و چاکری که نزد او می‌آید، تکریم و احترام می‌نهد. در ادامه، شاعر از مساعدت‌ها و نعمت‌های خداوند صحبت می‌کند و از فردی به نام محمود عمید درخواست می‌کند که پاداش و نعمت‌هایی را که خداوند عطا کرده است، به او برساند. او در نهایت می‌گوید که همه چیز تحت فرمان خداوند است و خداوند بر تمام مخلوقات تا روز قیامت سلطه دارد.