نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ - دهقان زاده سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

مدح دهقان زاده طبع از زنگ بزداید مرا

تا نگویم مدحت او، طبع نگشاید مرا

تا نکوخواه ویم، دولت نکو خواهد مرا

تا ستایم مرورا، ایام بستاید مرا

شب چو بندیشم که فردا سر نهم بر آستانش

بامدادان از شرف سر بر فلک ساید مرا

گر صلت گیرم ز دست دیگران بسیار چیز

تا نگیرم اندکی زو، کار برناید مرا

اندکش بسیار به باشد ز بسیار کسان

من همی دانم که خود اندک نفرماید مرا

از برای آنکه زو عیدی بیابم روز عید

بر تن این سی روز، روزه هیچ نگزاید مرا

از گراینده نباشد سیم او در جیب من

از سبکباری به ناگه باد برباید مرا

هست ارزانی بدان آن مهتر آزاده خلق

کز ثنای او زبان در کام ناساید مرا

جز ثنای او مبادا زینتی در شعر من

تا بدان گاهی که از خاطر سخن زاید مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و کیفیت مدح دهقان زاده اشاره می‌کند و از اینکه چگونه مدح او می‌تواند روحیه‌اش را تقویت کند صحبت می‌کند. او به این نکته می‌پردازد که هرچه بخواهد از دیگران دریافت کند، اما تا زمانی که از دهقان زاده چیز کمی نگیرد، نمی‌تواند پیشرفتی کند. شاعر همچنین تأکید می‌کند که اگر از او عیدی بگیرد، روحش تازه شده و روزه‌اش را به خوبی سپری خواهد کرد. در نهایت، او می‌گوید تنها ستایش دهقان زاده می‌تواند شعرش را زینت دهد و در غیر این صورت از صحبت در مورد او برایش مشکل خواهد بود.