نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ - رمضان آمد سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

رمضان آمد و هر روزه گشائی بر بام

بیکی دست نواله و دگر دست فقاع

آتشی را که کند روزه همه روزه بلند

شامگاهان بیکی لحظه کند پست فقاع

خوشتر است از لب آن روزه گر روزه گشای

لب آن کوزه باد لب آن مست فقاع

ماهی از دریا آید بسوی شست بطوع

گر طللی کرده بوی بر سر آن شست فقاع

روزه دارانرا آن منج که در کوزه چکید

زار زوی خود دریده و دل جست فقاع

ای ولینعمت من خوان ترا احمد سرج

بگلاب و شکر و مشک تبت بست فقاع

روز تا شامگه از بهر سر خوان ترا

بر سر خوان تو هر شامی بشکست فقاع

لشکر آرزوی سینه مهمان ترا

در یخ کوفته متواری بنشست فقاع

سال سرتاسر مست می احسان تو ام

ساز وار آید با مردم سر مست فقاع

من خود از خوان عنایت نخوهم برد ولیک

سی شبانگاه مرا راتبه کن شست فقاع

بفقاع تو من از گرمی روزه بر هم

نرهم گر زدم من نفسی رست فقاع

گر بفرمائی بر کوزه دهم بوسه شکر

چون لب من بلب کوزه بپیوست فقاع

دیده حاسد و بدخواه تو بادا جسته

هم بر آنگونه که از کوزه برون جست فقاع

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره آمدن ماه رمضان و فضیلت روزه‌داری است. شاعر به زیبایی‌های روزه و لذت‌های آن اشاره می‌کند و می‌گوید که در این ماه، شایسته است که انسان از نعمت‌ها بهره‌مند شود. او به مهمانی بزرگ الهی و لذت‌های آن اشاره دارد و به طور خاص به لحظه افطار و خوشی‌های آن می‌پردازد. شاعر همچنین به اهمیت پذیرایی و محبت نسبت به دیگران در این ایام می‌پردازد و دعا می‌کند که همواره در این حال و هوا باقی بماند. در پایان، او با اشاره به حسادت دیگران، از خداوند طلب می‌کند که او را در این مسیر هدایت کند.