شمارهٔ ۲۰ - شنیدست از کسی کز سنگ سیم آید همی بیرون سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به چشمِ عاشقان آید، سُرینِ گِردِ گلرنگش
زهی خُفتنگَهِ نرمش، زهی خارِشگَهِ تَنگش
صفاتِ کونِ آن کودک چه گویمْ خود؟ که آن کودک
همه کون است و کون و کون، ز پایش تا شِتالَنگش
ندانم تا چه خواهد شد به سالِ بیست، کاندر دَه
نگوید آخ، اگر تا خایه بِفْشارد خرِ غَنگش
شنیدهاست از کسی کهز سنگ، سیم آید همی بیرون
ز بهرِ سیم ورزیدن، خوش آمد بوقِ چون سنگش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است درباره زیبایی و لطافت عاشقانه، توصیف یک کودک و ویژگیهای خاص او. شاعر از نرمی و جذابیت او میگوید و به گمانهزنی درباره آیندهاش اشاره میکند. همچنین، به جزئیات ظریف زیبایی و دلنشینی او میپردازد و احساسات عمیق خود را از طریق تشبیهات و توصیفهای شاعرانه ابراز میکند. در نهایت، به اتصال زیبایی با چیزهای دیگر مانند سنگ و سیم اشاره میشود که به نوعی نشان دهنده تضادها و پیچیدگیهای زندگی است.