غزلیات — هزلیات سوزنی سمرقندی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ - باز باد اندر فتاد — باز باد اندر فتاد این سرخ سر چیغوز را
- شمارهٔ ۳ - نور رخ تو قمر ندارد — . . . ری دارم که خر ندارد
- شمارهٔ ۷ - چه باید کرد — مرا کر بدر . . . ن یار باید کرد
- شمارهٔ ۲ - ایام چو تو دلبر طناز نیابد — رخ تازه چو تو هیچ دگر تاز نیابد
- شمارهٔ ۶ - ای کودکان — . . . ر من ای کودکان ز کار فرو ماند
- شمارهٔ ۵ - عالم سعد، احمد مسعود — شیدگانی سهمگین کولنگ و بی هنجار شد
- شمارهٔ ۴ - عاشقان پیش تو گر تحفه همه جان آرند — تازبازان که ترا پیش گروگان آرند
- شمارهٔ ۱۴ — یاقوتی کبیر فروش کباده خر
- شمارهٔ ۱۲ — سوزنیم مرد باندام . . . ر
- شمارهٔ ۹ - آن شب که مرا بود می وصل به کف بر — امروز منم . . . ر و خدو کرده به کف بر
- شمارهٔ ۱۵ - جواب شعر شرف — منم کلوخ خر افشار کنگ خشک سپوز
- شمارهٔ ۸ - پسر عبد — ای مرز تو اندر خور . . . ر پسر عبد
- شمارهٔ ۱۳ - رای بر آنست که بیرون زنم — سوزنیم، مرد گرانمایه . . . ر
- شمارهٔ ۱۰ - سوزنیم — سوزنیم، مرد باندازه . . . ر
- شمارهٔ ۱۱ - سوزنیم — سوزنیم، موم دل و خاره . . . ر
- شمارهٔ ۲۱ - ای بلبل خیل تو طربناک — ای سرخ سطبر سخت رگناک
- شمارهٔ ۲۲ - این غم عشق به پیرانه زیاری جستم — ای پسر تا بمیان پای تو در نگریستم
- شمارهٔ ۱۸ - تاختن آورد بر بتان ختن ریش — ای بهمه تن گناه کرده، مکن ریش
- شمارهٔ ۱۹ - ای شادی روزی که برآری پسرا ریش — زنهار به هش باش که ناری پسرا ریش
- شمارهٔ ۱۶ - ابوالعباس ترشروی — بخواهم گفت وصف سرخ کناس
- شمارهٔ ۲۰ - شنیدست از کسی کز سنگ سیم آید همی بیرون — به چشمِ عاشقان آید، سُرینِ گِردِ گلرنگش
- شمارهٔ ۲۳ - منم که روح علوم زمانه را بدنم — منم که از سر حمدان عقیق در یمنم
- شمارهٔ ۱۷ - ریش دلبر — تاختن آورد بر بتان ختن ریش
- شمارهٔ ۲۷ — ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
- شمارهٔ ۲۴ - هرچند که از عشق تو در کوی ملامیم — هرچند که گنگیم و کلوکیم و لکامیم
- شمارهٔ ۲۶ - جلال الدین کیست؟ — ز سیم ساده یکی کوه دیده ام بدو نیم
- شمارهٔ ۲۸ - ای سنائی بیا — ای سنائی بیا و قد خم کن
- شمارهٔ ۲۹ - آخر چه هست این؟ — ای خصلت تو هشتن، آخر چه خصالست این
- شمارهٔ ۳۰ - ای سنائی دم در این عالم قلندروار زن — ای پسر ریش آوریدی گل کش و دیوار زن
- شمارهٔ ۳۱ - مرا عشقت بنامیزد بدان سان پرورید ای جان — چو زآب روی تو ریش چو آتش بردمید ای جان
- شمارهٔ ۲۵ - صنما تا به کف عشوه عشق تو دریم — ای سنایی تو کجایی که به خون تو دریم
- شمارهٔ ۳۵ - ای گشته ز تابش و صفای تو — سهل است سنائیا سنای تو
- شمارهٔ ۳۴ - تا سر من همی بود بر دوش — . . . ن ترک من، آن بت سیمین
- شمارهٔ ۳۶ - روز از ما بگریخت — شمس برگشت ز چرخ، همچو زرین طبقو
- شمارهٔ ۳۷ - گره زده سر زلفین دلگشای که چه — خوره شده بمیان پای من بپای که چه
- شمارهٔ ۳۸ - دوش در خواب ترا دیدم — ریش با دوش رسید از بن گوش ای گنده
- شمارهٔ ۳۳ — ای رسیده شبی بگازه من
- شمارهٔ ۳۲ - کودکان تنگ قبا — این کودکان تنگ قبای فراخ . . . ن
- شمارهٔ ۳۹ - عقل و جانم برد شوخی آفتی بتیاره ای — تاز بازم ایر من در . . . ن هر زن بارهای
- شمارهٔ ۴۳ — گاه آن آمد که شب برخوری شلغم زنی
- شمارهٔ ۴۴ - گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی — میخکی سازی کزین در دیگ شلغم میکنی
- شمارهٔ ۴۲ - چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی — چرا ز راه لطافت بدین قضیب نیازی
- شمارهٔ ۴۱ - پرسند از او که چند هجا گفتی — ای سید کتب خانه برآشفتی
- شمارهٔ ۴۰ - ای راه ترا دلیل مردی — ای مرز ترا دریده مردی