شمارهٔ ۱۰ - ای پسر سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
ای پسر گر به . . . س شوی چو بزرگان
از پی تو خوان نهند و شمع فروزند
پس مشو از بهر آنکه از پی یک . . . س
کینه ز گربه بده طریق بتوزند
پره بینی کنند و کوس ببرند
سبلتها برکنند و پنجه بسوزند
خاره بکوبند و دست و پای ببندند
سیر به . . . ون در خلندو درز بدوزند
باز روانش درافکنند نگونسار
تا که کلید درش به . . . ون بسپوزند
گربه چو خصم بزرگواران باشد
کایشان بر سبیلت مکنکگان چوزند
گربه . . . س روز کور نیکو نبرد
کوری کاین مهتران ستاره روزند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره این است که اگر کسی بخواهد مانند بزرگان رفتار کند و در میان آنها قرار گیرد، باید مراقب خود باشد. اگر بخواهد به دنبال یک سلیقه خاص برود، ممکن است دشمنانی پیدا کند که به او آسیب برسانند. آنها ممکن است در مواجهه با او خشونت نشان دهند و تلاش کنند او را از پا درآورند. بنابراین، باید از عواقب رفتارهایش آگاه باشد و نگذارد که دشمنان به او آسیب بزنند. در نهایت، به نوعی هشدار میدهد که نباید از بزرگان دوری کرد، زیرا در راه کسب احترام، ممکن است مشکلاتی پیش بیاید.