شمارهٔ ۱۳ - نان و جامه سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / بخش دوم قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عمری بخدمت تو بدادم بطبع دل
از خدمتت نگشتم چون زن زایر سیر
چون ایر گشته ای ای بحق بنده سست رای
ایر سحاب اگر چه شود می بپای دیر
بی نان و جامه ایر کند خدمت ای پسر
فرمان و نان و جامه اگر هست نیست ایر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده از عشق و وفاداری خود به معشوق سخن میگوید و به قربانیاتی که برای او انجام داده، اشاره میکند. او میگوید که هیچگاه از خدمت به معشوق خود بازنگشته و همچنان به او عشق میورزد. همچنین به ناتوانی در تصمیمگیری و سستعجمی خود اشاره کرده و به نوعی از شرایط دشوار زندگی مینالد. در نهایت، او به این نکته میرسد که حتی در نبود امکانات و اسباب زندگی، همچنان به خدمت و عشقورزی ادامه خواهد داد.