شمارهٔ ۲۰ - عمر عاشق سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / بخش دوم قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عمر عاشق از آن . . . ون نور دین پرداز
کرد غر آخته بیرون که منم جولاهه
هم کنون بینی کش میر حواله . . . اید
گوید ای غرزن برکش غله نه ماهه
ورنه در . . . ون زنت از نی تا ایر حمار
بسر حمدان صد باره کنم ده راهه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
عمر عاشق به عشق و نور دین اشاره میکند و با غرور از خود میگوید که من، جولا (کارگر) هستم. او از کسی میخواهد که در کارش جدی باشد و به او یادآوری میکند که اگر اینگونه نباشد، نمیتواند به خوبی از زندگی بهرهبرداری کند. در نهایت، به تصور خود از سختیهایی که ممکن است، اشاره میکند و بر اهمیت تلاش تأکید میکند.