شمارهٔ ۸ - ابیات ذیل در «تذکره عذری» از همین طبیب نقل گردیده و چنان که پیداست از قصیدهای بوده، ولی این قصیده در هیچیک از دو نسخه دیوان که در دسترس ماست مسطور نگردیده است طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / قصاید / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تویی آن خسرو عادل به جهان کآوردی
آن چنان کار جهان را به نظام و تدبیر
که اگر گم شود از بیشه غزالی به مثل
میکند عدل قویپنجهٔ تو ناخن شیر
هر کجا ابر سخای تو شود قطرهفشان
موج گردد کف دریوزهٔ دریا ز غدیر
مگر از رشح کف جود تو مجنون شده بحر
که صبا هر دمش از موج کشد در زنجیر
روز هیجا که در آیی به مصاف از پی رزم
برق تابان به کف و شعلهٔ رقصان در زیر
گاه تنها به صف رزم زنی همچو خدنگ
گاه عریان به سر خصم رسی چون شمشیر
آنکه از دست تو شاید نرهد باشد جان
وآن که از شصت تو شاید بجهد باشد تیر
سپر اندر بر تیغت چو بر برق گیاه
زره اندر بر زخمت چو، بر شعله صریر
آفرین باد بر آن توسن آهوتک تو
که ندیده است به گیتی چو خودش شبه و نظیر
چو خرد نیک جبین و چو امل سینه فراخ
چو هوس بادیه گرد و چو طمع تند مسیر
نتواند که به گردش برسد روز مصاف
روح خصم تو که پرواز کند تا پر تیر
نشود تشنهٔ پیکار تو در عرصهٔ رزم
مگر آن دم که عدوی تو شود از جان سیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به توصیف خسرو عادل میپردازد که با تدبیر و کارآمدی خود نظم و عدالت را در جهان حاکم کرده است. او به قدرت و ویژگیهای خسرو اشاره میکند که مانند شیر قوی و نیرومند است و حتی در زمان جنگ، از شجاعت و مهارت فوقالعادهای برخوردار است. شاعر به زیباییهای شخصیت و ویژگیهای جسمانی او نیز اشاره کرده و او را توسانی میداند که نظیری ندارد. در این متن، جنگ و نبرد به عنوان نمادی از شجاعت و قدرت توصیف شده و خصلتهای خسرو در میدان جنگ و روزهای پیکار به تصویر کشیده شده است. شاعر در نهایت، برتری او را در جنگ و اداره امور جهان ستایش میکند.