نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ - آغاز طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر برون از هردو عالم گوشه‌ای پیدا کنم

می‌روم تا عزلتی از مردم دنیا کنم

دیده بی‌اشک را چون چشم عینک نور نیست

شمع‌سان می‌خواستم چشم تری پیدا کنم

بزم عیش از یک دگر پاشید چون اوراق گل

تا درین گلشن دل چون غنچه رفتم واکنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به دنبال آرامش و گوشه‌نشینی است. او امید دارد که در جایی دور از مردم و دنیای شلوغ، به تنهایی برود و به تفکر بپردازد. همچنین اشاره می‌کند که چشم‌هایش بدون اشک، مانند عینک، روشنایی ندارند و او به دنبال چشمی است که احساسات را نشان دهد. در نهایت، او از بزم و شادی دنیا خسته شده و می‌خواهد در دل خود مانند غنچه‌ای باز شود و به عواطف و زیبایی‌ها نزدیک‌تر شود.