شمارهٔ ۱۰ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر فلک سازد جدا از آن گوهر یکتا مرا
چون صدف گردد کف افسوس سرتاپا مرا
ترسم آن آتش که از عشق تو سوزد بر سرم
رفتهرفته افکند مانند شمع از پا مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از جدایی از معشوق سخن میگوید و احساس تنهایی و افسوسش را بیان میکند. او خود را به صدفی تشبیه میکند که تنها گوهرش را گم کرده و نگران آتش عشق است که او را نفسی از عشق میسوزاند. این سوختن او را مانند شمعی به تدریج ضعیف و ناتوان میکند.