شمارهٔ ۸ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بس که ساغر چشم مخمورش ز خون دل گرفت
رنگ خون مژگان او چون خنجر قاتل گرفت
خوشدلی در طالع من نیست گویا روزگار
در سرشتم آب از چشم تری در گل گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از غم و اندوه خود سخن میگوید. او به زیبایی چشم معشوق اشاره میکند که مانند ساغر، پر از خون دل اوست. چشمهای او به رنگ خون درآمده و به قاتل شباهت دارد. شاعر همچنین از عدم خوشدلی و شادکامی در روزگار خویش صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که در زندگیاش، اشکها بهجای خوشی در دلش رخنه کردهاند.