نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می‌رود از خویش دل چون دیده حیران می‌شود

ای خوش آن عاشق که محو روی جانان می‌شود

دور از انصافست از بهر دعا برداشتن

آشنا دستی که با چاک گریبان می‌شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احوالات عاشق و عشق می‌پردازد. شاعر می‌گوید که وقتی دل از خود دور می‌شود، مانند چشمی حیران می‌گردد. عاشق واقعی کسی است که تمام وجودش در عشق و زیبایی محبوب محو می‌شود. همچنین، از ناپسند بودن بی‌انصافی در دعا کردن صحبت می‌کند و اشاره می‌کند که آشنایی که با عشق دلسوزی دارد، باید در کنار معشوق باشد و نمی‌تواند از او فاصله بگیرد.