شمارهٔ ۱۱۶ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ما ز پا افتادگان را خواب غفلت برده است
گر دل بیدار خواهی، در میان ما مخواب
شهر را نشناسم از ده، کوه را از کشتزار
بس که ماندم بی کس و کو در بیابان چون سراب
طینت ما را ز گرد خشکسالی ساختند
می خورد برهم وجود ما ز باران چون سراب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن بیانگر حالتی از خواب و غفلت است که افراد را از واقعیت دور کرده است. شاعر اشاره میکند که اگر کسی میخواهد دلش بیدار باشد، نباید در میان آنها بخوابد. او احساس تنهایی و بیکسی میکند و به بیابانی که مانند سراب است، تشبیه میشود. همچنین، طینت و وجود او تحت تأثیر خشکسالی و تکرار ناکامیها قرار گرفته و به نوعی از نبود باران و زندگی واقعی رنج میبرد.