نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۴ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هرگز ندیده سایه جانانه آفتاب

با آنکه محرم است به هر خانه آفتاب

در آرزوی صبح بناگوش ماه من

خواهد ز چرخ، طالع دردانه آفتاب

آن ماه اگر قرار به همخانگی دهد

هرگز برون نمی رود از خانه آفتاب

ای خرمن جمال ترا دانه آفتاب

تو می فروش حسنی و پیمانه آفتاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و وجود آفتاب می‌پردازد و از سایه‌اش سخن می‌گوید. او به آرزوی دیدن صبح و روشنایی آفتاب اشاره می‌کند و به زیبایی ماه اشاره می‌نماید. شاعر تأکید می‌کند که اگر ماه در کنار آفتاب باشد، هرگز از آن دور نخواهد شد. همچنین، به زیبایی‌های معشوق خود و تأثیر آفتاب بر جمال او اشاره می‌کند و زیبایی را با دانه‌های آفتاب مقایسه می‌کند.