شمارهٔ ۱۳۱ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ناله ها در بحر و بر دارد غریب
کام خشک و چشم تر دارد غریب
تا کند پرواز، رو بر شهر خود
آرزوی بال و پر دارد غریب
سیر غربت، خوار و زارش می کند
همچو گل، هرچند زر دارد غریب
گر نباشد صندل یاد وطن
تا قیامت درد سر دارد غریب
در غریبی خاطر ایمن مجوی
هر قدم، چندین خطر دارد غریب
نی به شاهین ذوق دارد، نی به باز
ذوق مرغ نامه بر دارد غریب
کار نگشاید ز دستش یکقلم
گر چو طغرا صد هنر دارد غریب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به حس غم و غربت میپردازد. شاعر به بیان نالهها و دردهای یک انسان غریب میپردازد که از دوری وطن رنج میبرد. او آرزوی پرواز به سمت شهر خود را دارد و در این غربت، احساس تنهایی و ضعف میکند. شاعر اشاره میکند که حتی اگر فرد درخشان و با استعداد باشد، در غربت نمیتواند به هیچ موفقیتی دست یابد و همواره با خطرات و دردها مواجه است. در نهایت، شاعر یادآوری میکند که در غریبی، نمیتوان به آرامش خاطر دست یافت و هیچ چیز نمیتواند جای وطن را پر کند.