نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۲ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دارم از سرچشمه، رو در دشت حیرانی چو آب

گاه شهری می شوم، گاهی بیابانی چو آب

قمریان همدوش سرو و بلبلان دمساز گل

من ندیدم زین گلستان غیر حیرانی چو آب

در تکبر همچو خاکی، در سبکروحی چو باد

آتشی در قتل ما، در پاکدامانی چو آب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر به زیبایی‌های طبیعی و احساسات درونی خود اشاره می‌کند. او از حیرت و ناپایداری زندگی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که گاهی احساس آرامش دارد و گاهی دچار سردرگمی است. او به زیبایی گلستان و همراهی موجودات طبیعی مانند سرو و بلبل اشاره می‌کند و همچنین به تضادهای روحی خود، از تواضع و فروتنی تا تکبر، پرداخته و تأثیرات مختلف را بر روی خود توصیف می‌کند. نهایتاً، او در مورد پاکدامنی و دردهای درونی خود که به نوعی در زندگی‌اش حضور دارند، سخن می‌گوید.