شمارهٔ ۱۳۳ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
پر شده پیمانه ام، ظرف ندارد اجل
ورنه ز من می گرفت، در عوض جان، شراب
گر ز دو چشمت به هم،عشوه رسد، دور نیست
زان که به هم می دهند، باده پرستان شراب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر احساس پر شدن و فشاری را بیان میکند که درونش دارد و میگوید اگر زمان مرگ نبود، جان خود را به جای شراب میداد. او همچنین به نقش عشق و زیبایی چشمان معشوق اشاره میکند و میگوید اگر چشمان او به یکدیگر بیفتند، وقوع عشق و شراب نوشی فاصلهای ندارد.