شمارهٔ ۱۴۲ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
لب تر نکنم ز آب خضر تا می ناب است
چون شیشه، مرا خانه تن وقف شراب است
بی گل، نفسی بلبل ما زنده نماند
در فصل خزان، زنده به امید گلاب است
آیینه که هرگز نگذارد مژه برهم
بی دیدن رخسار تو سرچشمه خواب است
ما را ز جفای ره امید برآورد
خضری که درین بادیه دیدیم، سراب است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به دلایل مختلف از زیبایی و لذتهای زندگی صحبت میکند. او به اهمیت نوشیدنی ناب و شراب اشاره میکند و میگوید که مانند شیشه، بدن او وقف این لذتهاست. همچنین به رابطهای عاشقانه پرداخته و میگوید بدون زیبایی معشوق، زندگی معنایی ندارد. در نهایت، نارضایتی و ناامیدی از امیدهای کاذب را مطرح میکند و به این نتیجه میرسد که آنچه که در زندگی میبیند بیشتر شبیه سراب است تا حقیقت.