شمارهٔ ۱۷ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز بس آمد به نزدیکم، چو مژگانش نمی بینم
نباشد دور اگر گویم نشد آن نازنین پیدا!
مشو بیهوده بر روی زمین، جویای آسایش
که این گم گشته، چون گنج است در زیرزمین پیدا
قدح کف می گشاید تا رسد دستش به گلبرگی
چو مینا را شود شاخ گلی از آستین پیدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به احساس دل تنگی و جستجوی معشوق خود اشاره میکند. او میگوید که با وجود نزدیکی معشوق، او را نمیبیند و با ناز و غرور خود، در دسترس نیست. همچنین، اشاره میکند که تلاش برای یافتن آرامش در زندگی بی فایده است، چون آن معشوق دلخواه، همچون گنجی گمشده، به سختی قابل دستیابی است. در پایان، با استفاده از تصاویری زیبا، به زیبایی و لطافت معشوق اشاره دارد که همچون گلی از آستین مینا (پرندهای زیبا) بیرون میآید.