نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۰ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

امشب قدح از شراب خالی ست

جای گل ماهتاب خالی ست

بی چنگ هزار [تار] زلفت

از تار نوا،رباب خالی ست

بازآ که گلابی دو چشمم

بی روی تو از گلاب خالی ست

در آینه رو ندید امروز

پیمانه آفتاب خالی ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره‌ی حسرت و فقدان است. شاعر از خالی بودن چیزهای مهمی در زندگی‌اش سخن می‌گوید؛ مانند شرابی که در قدح نیست، زیبایی گل ماهتاب و چنگ زلف معشوق. او می‌طلبد که معشوق بازگردد، زیرا بدون او همه چیز خالی و بی‌معنا به نظر می‌رسد، حتی زیبایی آفتاب در آینه. در واقع، حضور معشوق برای شاعر معنای زندگی است.