شمارهٔ ۱۸۱ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دیدم به جانبش، ز حیا روی خود گرفت
راه نگه به نرگس جادوی خود گرفت
سررشته دار شغل پریشانی ام شمرد
دست مرا چو در خم گیسوی خود گرفت
داغم ز بخت آینه، کان شوخ کینه جو
از روی مهر، بر سر زانوی خود گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف احوالات عاشقانه و عاطفی میپردازد. او میبیند که معشوقش از شرم روی خود را برمیگرداند و در گیرایی ناز و زیباییاش غرق شده است. در ادامه، شاعر احساس میکند که زندگیاش که پر از پریشانی است، به دست معشوق میافتد و او با حرکات خود، زندگی او را تحت سلطه میگیرد. همچنین، شاعر داغی از بدشانسی و کینهای که از آن رنج میبرد، در دل دارد و این احساسات را در لحظهای که معشوق به او محبت نشان میدهد، در سر زانوهای خود احساس میکند.