شمارهٔ ۱۹۰ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از وعده وصل تو وفا را خبری نیست
مردیم ز هجران و قضا را خبری نیست
راه غم جانان به ره مرگ شبیه است
طی می شود این جاده و ما را خبری نیست
از بیخبران بود، به هر کس که رسیدیم
تنها نه همین ما و شما را خبری نیست
خوش باش دلا، کامشب ازان دست نگارین
صد بوسه گرفتیم و حنا را خبری نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از بیخبری و دوری از معشوق سخن میگوید. او از عذاب هجران و مرگ به عنوان دو حالت مشابه یاد میکند و بر نبود امید و آگاهی درباره وضعیت عشق، تأکید میکند. شاعر به دیگران نیز اشاره میکند که همه در این بیخبری مشترکند. در پایان، از لحظات خوشی در کنار محبوب یاد میکند، اما باز هم بیان میکند که از آن لحظات فرحبخش، خبری نیست.