نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۴ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مجموعه تپش، دل محنت سرشت ماست

دیباچه کتاب الم سرنوشت ماست

آتش چگونه از سر ما واشود به آب

چون لاله، داغ سوختگی در سرشت ماست

ما دلخوشیم از آنکه به ما گرم برخورد

دوزخ اگر فسرده نگردد، بهشت ماست

ما تخمکار دشت ریاییم همچو زهد

تسبیح سبز، دانه چندی ز کشت ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و سرنوشت دردناک انسان‌ها می‌پردازد. تپش دل و محنت سرشت ماست، یعنی ما همیشه در دنیای پر از درد و رنج زندگی می‌کنیم. برای شاعر، آتش و برافروختگی درون ما به آب نمی‌انجامد و مثل لاله، نشانی از سوختن و درد در وجود ماست. با این حال، ما به دلگرمی و روابط مثبت با دیگران قناعت می‌کنیم، حتی اگر دنیای اطراف ما سرد و بی‌رحم باشد. در نهایت، شاعر خود را تشبیه به تخمکار دشت ریای می‌کند که به دنبال حقیقت و رویش در دنیای فریب و نیرنگ است، و تسبیح سبز دانه‌ها نمادی از کشت و کار امید در زندگی‌اش است.