شمارهٔ ۲۲۹ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون به آب رود چشمم سبز گردد گلبنی
خنده گلها، هم آواز صدای گریه است
دهر شد ماتم سرای فوت مطلبهای دل
چون کنم در گریه ضبط خود، که جای گریه است
همچو مینایی که می افتد نگون در بزم شوق
سرزمین خنده ام در زیر پای گریه است
بس که ما را کلک قسمت کرده رنگ آمیز درد
صورت دیوار ما در هایهای گریه است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به غم و اندوه سخن میگوید. او به زیباییهای طبیعت اشاره میکند، ولی میبیند که این زیباییها در مقابل گریه و دردهای دل او قرار دارد. شاعر همچنین به تضاد بین شادی و غم پرداخته و بیان میکند که در دنیای او، خنده و گریه در کنار هم هستند و زندگی اش به شدت تحت تأثیر غم و ماتم قرار دارد. به عبارتی، گرچه در ظاهر خوشیهایی وجود دارد، اما در باطن، گریه و اندوه غالب است.