نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۹ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ثبات خانه تن را حباب می داند

بنای جلوه گری را سراب می داند

قدح که هیچ نمی داند از مراتب بزم

شراب را ز غم او کباب می داند

به نیم جو نخرد ذوق آرمیدن را

دلی که چاشنی اضطراب می داند

تو سیل اشک روان کن، که خود ره جو را

اگر چپ است وگر راست، آب می داند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات و افکار شاعر درباره بی‌ثباتی زندگی و موقت بودن لذات می‌پردازد. او خانه تن را به حباب و جلوه‌گری را به سراب تشبیه می‌کند، نشان‌دهنده زودگذری و فریبندگی زندگی. همچنین، او به شراب به عنوان نمادی از غم اشاره می‌کند و می‌گوید که هرچند این لذت‌ها زودگذرند، اما دلی که درگیر اضطراب است نمی‌تواند از آنها به خوبی بهره‌برداری کند. در نهایت، او به ضرورت ابراز عواطف اشاره می‌کند و از دیگری می‌خواهد که اشک‌هایش را جاری کند، زیرا این راهی برای یافتن حقیقت و آرامش است.