شمارهٔ ۳۰۳ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سرجوش داغ لاله به جوشم نمی رسد
فریاد بلبلان به خروشم نمی رسد
در کوچه باغ شوق ز بس تند می دوم
آواز پای خویش به گوشم نمی رسد
تا بر کدوی می نخورد سنگ حادثات
گرد زیان به دامن هوشم نمی رسد
گوش دلم به هاتف مینای باده است
الهام زاهدان به سروشم نمی رسد
یکسان به خاک میکده گردیدم و هنوز
دست سبوی باده به دوشم نمی رسد
طغرا، ز گوشمال غم آگه نمی شوم
تا پیچشی به حلقه گوشم نمی رسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس تنهایی و ناامیدی گوینده است که در تلاش است تا به شوق و شادی دست پیدا کند، اما میبیند که هیچگونه صدایی از شوق و عشق به گوشش نمیرسد. او با وجود دویدن در کوچههای شوق و تلاش برای فرار از غم، همچنان احساس میکند که هیچ چیزی برایش ملموس نیست و صدای بلبلان یا فریاد شادی در اطرافش وجود ندارد. گوینده به نوعی میان میخانه و زهد گیر کرده و همچنان به دنبال الهام و زیبایی است، اما هیچکدام به او نمیرسند. در نهایت، او در حسرت و افسوس به سر میبرد و از دردهای دلش آگاه نیست.