شمارهٔ ۳۱۱ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تن ز بسیاری تردامنی ام خاک نشد
خاک ناپاک شد و طینت من پاک نشد
بس که آتش به سرم ریخت خیال تو چو شمع
اشکها ریخت ز چشمم، مژه نمناک نشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات شدید و دردناک خود نسبت به معشوق اشاره میکند. او میگوید که با وجود مشکلات و سختیهایی که تجربه کرده، سرنوشت او هنوز عوض نشده و روح و طینت او همچنان خالص و پاک مانده است. فکر معشوق مانند آتشی است که بر سر او ریخته شده و هرچند اشکهایش جاری میشوند، اما بیاحساس و خشک باقی مانده است.